شنبه ۱۵ اوت ۲۰۰۹

قالین های افغانی و زینت خانه های اروپائی















پنجشنبه ۱۸ ژوئن ۲۰۰۹

زنان و فرصت های آموزشی

جای شک نیست که با ارتقای سویه فکری و مسلکی زنان، زمینه های تبارز آنها در ساحات مختلف سیاسی، حقوقی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی فراهم می گردد، و در پرتو آن زنان می تواند نقش بزرگتر را در زندگی فردی و جمعی داشته باشند و به حیث عناصر فعال حد اقل نیم نفوس جامعه را به حرکت بیاورند.
برابری و توانمند سازی زنان پیش شرط توسعه اقصادی و رفاء اجتماعی بوده و کلید دستیابی به تغیر و غلبه بر بیماری، فقر و گرسنگی است. چنانچه که معروف است "اگر مرد را آموزش دهیم تنها یک انسان را آموزش داده ایم، اما اگر یک زن را آموزش ببیند یک خانواده را آموزش دادیم" وقتی یک خانواده را آموزش ببیند، جامعه آگاه شده برای آینده سرمایه گذاری کرده ایم.
واضح است که جامعه ما نیازمند سرمایه گذاری دانش و بازسازی واستحکام صلح است، آموزش و تعلیم عمومی وسیله و یکی از راه های رسیدن به صلح و بازسازی کشور ماست. نایل شدن به هدف ودر راستای رسیدن به صلح به سهم گیری و توانمندی مرد و زن در عرصه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ضروری و لازم است.
ولی زنان در صورتی می توانند سهم شان را در این راستا ادا نمایند که از نعمت علم و دانش و از امکانات آموزش و تعلیم برخوردار باشند.
در افغانستان زنان در طول تاریخ و اکنون هم از امکانات و فرصت های تعلیمی خوبی برخوردار نیستند. سیاست های حاکم ، باور ها ، عقاید و رسم و عنعنات کهن و سنتی و مشکلات امینتی فرصت آموزشی زنان و دختران را محدود کرده است. در جامعه ما مرد سالاری حاکم، فرهنگ سنتی و نگاه متفاوت دختر و پسر در خانواده و اجتماع همیشه باعث عقب مانی زنان گردیده است. این عقاید سنتی و عنعنات ناپسند علاوه بر اذهان مردم عامه، ذهنیت های روشن فکران جامعه را نیز تحت نفوذ قرار داده است. به عبارت دیگر روشن فکران جامعه ما هم متآثر از فرهنگ سنتی و تحت نفوذ باور ها و عقاید کهن قرار گرفته و نگاه متفاوت نسبت به مرد و زن دارند.تغیر دادن این وضعیت فکری مردم و جامعه نیاز به زمان، آگاهی عامه و برنامه ریزی درست و سازگار با ارزش های جامعه داریم

دموکراسی یعنی انتخابات، نظم و ثبات، بازسازی و آبادی، توسعه و صلح ...........


بعد از برهم خوردن حکومت طالبان یک بار دیگر در مرحلۀ اساسی دمکراسی یعنی انتخابات قرار داریم، و باز هم شاهد تلاش ها و ضد و بند های کاندیدان بیشتر از دورۀ قبلی هستیم. نامزدان ریس جمهور آینده برای تشویق مردم و بدست آوردن رای مردم از هیچ تلاش و سعی دریغ نمی کنند. بجاست اگر بگویم برای خریدن رای مردم بودجه های گزاف به مصرف می رسد. ملت مظلوم که اکثرآ بی سواد و از اصول انتخابات آگاه نیستند، از یک طرف در فقر و تنگدستی بسر می برند و از طرف دیگر تحت نفوذ قدرتمندان قرار دارند، به زودی و آسانی حاضر به فروش رای شان شده و ابزار قدرت قرار می گیرند.

قراریکه معلوم می شود آقای کرزی، ریس جمهور فعلی در میان نامزدان علاقمندی بیشتر به چوکی فعلی اش دارد و یکی از کاندیدان برجسته و با نفوذ به شمار می آید. آقای کرزی در هفت سال گذشته (دورۀ مؤقت، انتقالی، و انتخابی) به کمک و رای مردم و کمک های بین المللی قابل ملاحظۀ سی و پنچ کشور خارجی حکومت کردند، می خواهد مقام و چوکی اش را برای پنچ سال دیگر هم حفظ کند.
با وجود نبود امنیت، جنگ و انتهاری، فقر، فساد اداری، حدر رفتن میلیون ها دالر آقای کرزی می خواهد باز هم در قدرتش بماند. قدرت نه هفت سال بلکه دوازده سال !

سیاست آقای کرزی واقعآ زیرکانه است، در سال گذشته تعدادی کثیری از رهبران و اشخاص ذینفوذ با وی مخالف بودند ولی در این اواخر این رهبران و مقامات به شمول وکلای پارلمان با وعده های قدرت و چوکی و قبول شرایط از طرف دولت آینده کرزی، پشتبانی شان را از ایشان اعلان نموده اند. با این وعده ها دیده می شود که اگر آقای کرزی بار دیگر رای مردم را از خود نماید، مشکلات موجود دوامدار و طولانی خواهد شد.

واقعآ مشکل است که به این سازش ضدوبند بگویم یا اتحاد، ملت قربانی تکرار اشتباهات گذشته خواهد شد و یا شاهد کدام تغییر مثبت خواهیم بود؟